تبليغاتX
حصار

پنجشنبه هفتم خرداد 1388

انتخابات

مگه میشه تو این روزا به یه گوشه ای و رسانه ای نگاه کرد و هجوم اطلاعات و فرمایشات را درباره انتخابات ندید .

کروبی ، موسوی ، احمدی نژاد و رضایی ، یکی از اینها رئیس دولت آینده خواهد شد و افسار پول باد آورده نفت را در دست خواهد گرفت ، مردم باز منتظر معجزه می شوند و تنها کسانی که از رای دادنشان پشیمان نخواهند شد ، اقوام و خویشان و باجناق های فرد منتخب خواهند بود که بر خلاف حضرت علی که دست درازی به سوی بیت المال را با آتش جواب داد ، دست آنان به گرمی هم فشرده خواهد شد .

انتخاب یک نفر از این 4 نفر انتخاب شده ، هیجان و نتیجه خاصی نخواهد داشت .

نوشته شده توسط سعید در 21:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم خرداد 1388

عادت

ما آدما در تمام طول زندگی همیشه در حال انجام سه کار پیاپی هستیم : عادت کردن ، از دست دادن ، فراموش کردن

نوشته شده توسط سعید در 12:49 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم خرداد 1388

شوق

شوق زیستن ، قسمت فراموش شده ماست . به طمع بیشتری برای نان ، به دروغ های واضحی ، به سراب آینده ای فروختیم .
نوشته شده توسط سعید در 1:24 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388

معنی معصومیت

بعد از مدت ها بازم دلیلی پیدا شد که بیام اینجا ، دلیل که خیلی بود خیلی ، نگاهمونو که یه خورده دقیق کنیم ، اگه یه ذره سرمون رو از لاک هامون در بیاریم ، اگه کمی آدم وار به اطرافمون نگاه کنیم می بینیم دلیل نوشتن که هیچ ، دلیل آه کشیدن ، فریاد زدن ، گریه کردن و بلند شدن هم پیدا میشه .

گاهی شده وارد یه محیط میشیم و احساس میکنیم همه چی داغونه ، هر کی کار خودشو میکنه ، هیچ کی ناظر نیست و خلاصه یه جنگل درست حسابیه . خیلی وقته به اطرافم که نگاه میکنم اینا رو میبینم ، نمیدونم خدا داره چی کار میکنه ! یکی از توی جوی آب کنار خیابون قوطی رانی جمع میکنه ، که شب بتونه یه غذای مختصر بخوره ، اونم کی ؟ یه بچه دبستانی ، یکی که باید سر کلاس باشه ، یکی که حالا حالا ها مونده که نیاز بشه طعم تلخ زندگی رو بچشه ولی داره می چشه ، و یکی مث همون 2 تا 2 تا رانی می بره به مدرسه !

آخه اگه بین آدم بزرگا تفاوت باشه میشه باز هزار دلیل بیاریم که اره این حقشه و اونم حقش . ولی ... یه بچه معصوم رو نمیشه مقصر دونست ، نمیشه فعلا مجازات بشه ! مجازات کاراری نکرده ! ته مونده مجازات کیه ؟ مگه اون تا حالا فرصت گناه کردنو پیدا کرده ؟؟!!!


وقتی پروانه ای معصوم در تاری بیافتد که انکبوتش سیر باشد تازه قصه زندگی آغاز شده است ، چون دیگر نه می تواند پرواز کند ، نه بمیرد . " دانته "
نوشته شده توسط سعید در 22:25 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387

شانس

آرزوهایمان خیلی بزرگ نیستند ، زندگی خیلی کوتاه نیست ، اما خیلی چیزا غیر ممکنه ، خیلی چیزای پیش پا افتاده .آرزوهامون از توانایی هامون ، از موقعیتهامون ؛ و از همه مهمتر از شانسمون بزرگ تره و به همین دلیل به خیلی چیزا نمیشه رسید ...

نوشته شده توسط سعید در 18:51 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم مرداد 1387

آیا واقعا کمبود برق وجود دارد ؟

آقا این انرژی هسته ای رو که اینهمه بابتش داریم امتیاز میدیم نمیشه به کولر خونه ما وصل کرد که اینقدر سر ظهر ها نپزیم ؟ البته اگه میشد به لوله آب خونه ها داد که باهاش بشه دوش هسته ای گرفت که چه بهتر ، ما ملت هم قول میدیم برای شستن اونجامون ازش استفاده نکنیم مبادا سرمایه ها هدر بره .

 

نوشته شده توسط سعید در 14:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

نوآوری و شکوفایی در خلق بحران ها - بحران پودر رختشویی و چای

ساعت 30 سال نواخت و ما اول شدیم ! به یک جا تمامی رتبه های اول جهانی رو به خودمون اختصاص دادیم و میریم برای خلق رتبه های جدید تر ، آخه توی بعضی ها مثل تورم بالا هستیم اما اول نه ، به همین خاطر با اریتره قرارداد همکاری می بندیم که بتونیم سایر رقبا رو حذف و خودمون به صدر جدول تورم صعود کنیم .
یک شبه قیمت پودر رختشویی 4 برابر میشه و من کارمند قراره تازه بعد از 3 ماه که از سال میگذره 7 درصد به حقوق بخور نمیرم اضافه شه ، امروز هم که نوبت چای بود ، در زمانی به اندازه یه چرت شکم سیرها ، قیمت چای 2 برابر شد ! مردم هم مثل مورچه هایی که گندم میبرن انبار کنن کارتن چای به دوش به سمت سرنوشت میرفتن . البته مردم خوشحال بودن چون شایعه ها حاکی از 4 برابر شدن قیمت بود ، خوب شما به این وقایع که کاملا آدم رو بهت زده میکنه و روزی پر از هیجان میاره چی میگن ؟؟؟ من میگم نوآوری برای خلق لحظات بدیع و به یاد ماندنی در کمترین زمان ممکن .
به نظرم بدترین چیز این دنیا اینه که هیچ چیز قابل جبران نیست ، مخصوصا زمان ... .


تمام حقایق سه مرحله را پشت سر گذاشته اند : اول ، مورد تمسخر واقع شده اند . دوم ، به شدت با آنها مخالفت شده است و سوم ، به عنوان یک چیز بدیهی پذیرفته شده اند .

نوشته شده توسط سعید در 16:58 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام فروردین 1387

The road to perdition

جاده تباهی ، اسم یکی از فیلم های هالیوودیه با بازی تام هنکس ، ولی مطمئنا ربطی بین تام هنکس و ایران وجود نداره . این جاده ، جاده این مملکته و تباهی همون منجلابیه که آروم آروم داریم توش پایین میریم و چون به بوی تعفنش عادت کردیم دیگه اونو احساس نمی کنیم . یه کم به اطرافمون نگاه کنیم و یه کم اگه منصف باشیم خیلی راحت میشه فاجعه رو حس کرد . به قول ابراهیم نبوی : جلوی آفتاب دراز کشیدیم ، از شکست امپریالیسم غرق شادی هستیم ( و صد البته جشن هسته ای ) در حالی که از گرسنگی داریم میمیریم !.


یادمون باشه : تاریخ رو همواره حکومت های غالب می نویسند .

نوشته شده توسط سعید در 0:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم فروردین 1387

یاغی

برلبانم غنچه لبخند ، پژمرده است

نغمه ام دلگیر و افسرده است

نه سرودی، نه سروری

نه هم آوازی، نه شوری

زندگی گوئی ز دنیا رخت بربسته است

یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است .....
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید در 21:8 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386

انتخابات آری یا نه ؟

کم کم داره باورمون میشه یا بهتر بگم  : بهمون می باورونن که فقط ما درستیم ، ما ایرانی ها

شرکت در انتخابات یعنی تایید حکومت و عدم شرکت یعنی عدم تایید حکومت ، هیچ برداشت و برآیند و نتیجه دیگه ای هم در کار نیست .


مشکلات مهم زندگی نمی توانند با طرز تفکری حل شوند که آنها را بوجود آورده است (اینشتین)

نوشته شده توسط سعید در 2:6 |  لینک ثابت   •